003

دیشب با دوستای زمان جنگ بابام خونه ی یکیشون جمع شده بودیم

یه جورایی دوره گرفته بودیم

یهو همه گیر دادن چرا زن نمی گیری

واسه اولین بار بحث زن گرفتن من جدی شد و داشت به جاهای باریک کشیده می شد

همشون من و با سی چهل سال پیش خودشون مقایسه می کردن و همون حرف های بی منطق همیشگی رو مطرح می کردن

ولی در کل باعث شد یکم در مورد این مسئله جدی فکر کنم و به این نتیجه رسیدم هنوز به بلوغ فکری لازم برای ازدواج و انتخاب همسر نرسیدم

/ 5 نظر / 18 بازدید
amir

سلام حلول ماه مبارک رمضان ، بهار قرآن ، ماه عبادتهای عاشقانه، نیایشهای عارفانه و بندگی خالصانه، ماه مفروش کردن قدوم شب قدر با اشکهای شوق برای درک « زیباترین لحظهء حیات انسانی» را به شما و خانواده محترمتان تبریک عرض مینمایم، قابل از هر گونه فکر و درگیری ذهنت بابت این موضوع خوب فکر و مشورت کن بعد زن در کل آقا زن نگیر[چشمک][شوخی]

تمنای بهشت

با انتهای آخرین جمله ی امیر آقا مخالفم. [قهر] ازدواج "رنج مقدسی" است که برای کاملترشدن خود و کاملتر کردن هستی حتی باید در اولویت باشه. خوب فکر کنید، مشورت کنید و انشا’الله بهترین انتخاب را داشته باشید. التماس دعا

ستاره

چرا به بچه های مردم گیر میدید آخه ... والا از شما چه پنهون برادر به ما هم گیر میدن! :| خب اینکه الان به این نتیجه رسیدی خوبه؛ ولی اگه 10 سال دیگه هم باز به این نتیجه برسی که ...

ماهك

خداييش مراقب انتخابت باش..خيلي آرزوي خوشبختي براي شما

تمنای بهشت

سلام آدرس را درست اومدم. گفته بودم : "با انتهای آخرین جمله ی امیر آقا مخالفم. " منظورم از امیرآقا شما نبودی، اولین کامنت گذارتان بود که بهتون توصیه کرده بود : "در کل آقا زن نگیر! " موفق باشید