42 این بار هم به خیر گذشت

 با کارشناس گروه دعوام شد.

تهدیدش کردم.داد زدم.گفتم بیا بیرون حالیت می کنم و الی آخر.

خداییش یکی اینجوری خودم تهدیدم می کرد همون جا آتیشش می زدم.

زنگ زد حراست اومد.اول پیچیدم به بازی زدم بیرون.بعد دیدم این طوری کار به کمیته انضباطی برسه (همون ادم عوضی که سری قبل دهنم و سویس کرد) دیگه کم کم انفصال از تحصیل رو شاخشه.

رفتم تو دو تا مامور رو دیدم خودم و معرفی کردم گفتم من بودم.شانس اوردم یکیشون من و میشناخت گفت صبر کن صحبت کنیم.

آقای من که شما باشید از اون طرف صدا کارشناس گروه رفته بود بالا می گفت نامه بزن و از این حرفا.دیدم این سری با واسطه و غلط کردم و این حرفا درست نمیشه تریپ بغض برداشتم حراست یکم دلش رحم اومد اون یکیم رفت تو صحبت کنه دیدم کارشناس گروهه داره داد میزنه میگه آقا شما همکارمنی احترامت به جا ولی تو این مورد دخالت نکن.گفتم فاتحه ام خوندست دل و زدم به دریا شروع به گریه کردم حراستی همین اومد بیرون بگه بیا تو بینم چی کار میشه کرد من هق هق زدم زیر گریه رفتم تو اطاق بغل گفتم نمی تونم بیام تو بگو بیاد اینجا.اونم رفت تو دفتر شروع کرد به صحبت.

مگه راضی می شد.هرچی کارشناس اون یکی گروه می گفت مامور حراستیا می گفتن راه به جایی نرسید.دیدم ماموره اومد تو گفت بیا تو این طوری راضی نمیشه.منم رفتم تو دفتر جلوش وایستادم شروع کرد به شر و بر گفتن منم همین اومدم حرف بزنم زدم زیر گریه گفتم نمی تونم حرف بزنم.این حرکت و زدم گفتم دیگه بیخیال میشه دهن سرویس گفت نمیتونی حرف بزنی ولی می تونی گوش بدی که،من می گم تو گوش بده.یه ربع شر و بر گفت یکم حراست صحبت کرد تا نرم شد گفت این بار بخشیدم؛

حروم زاده مسئول آموزش دید داره این نرم میشه گفت نامه واسه کمیته انضباطی رو نوشتم . می خواستم خرخره اش و له کنم . چه قدر این آدم عوضی و کثافته.

حراستیه رفت کنارش یه چیزی پچ پچ کرد اومد این ور . اسم و شماره دانشجوییم و گرفت از فارسی جانی خداحافظی کردیم اومدیم بیرون.من پرو می خواستم همونجا بگم درسم و درست کنه حراستیه فهمید کشیدم بیرون.

ولی از یه حرکت کارشناس گروهه خوشم اومد.مثله اینکه فهمیده بود همش فیلم بازی کردم دم آخری گفت بخشیدم فکر دیگه ای نکنی(یعنی خودتی برو یک دیگه رو سیاه کن) معلوم شد آدم تیزیه.

حالا جالب اینه رفتم یه آب دست و صورتم زدم اومدم پشت در دیدم مسئول سایت اومده پیش کارشناس گروه داره میگه اشتباه کردی کوتاه اومدی باید دهنش و سرویس می کردی.آخه چقدر مردم حروم زاده شدن.یکی نیست بگه به توچه.سر پیازی ته پیازی چی کاره ای الان.

پ ن : ادمای دور و برم یا خیلی دوسم دارن و هوام و دارن یا خیلی ازم متنفرن و گوش به زنگن یه سوتی بدم دهنم و سرویس کنن.

پ ن : دقت کردین همین دیشب پست گذاشتم گفتم خیلی عصبی شدم باید یه فکری براش کنم؟؟؟؟

کار امروز و هیچ وقت به فردا نندازین.فردا خیییلی دیره

 

امروز انتخاب واحدم درست نشد دعوا کردم ابروم تو دانشکده رفت کلی کوچیک و تحقیر شدم و ...

اما الان احساس خوبی دارم

معتاد شدم به این هیجانات

کی باشه دهنم سرویس بشه

به قول شاعر:یه بار جستی ملخک دو بار جستی ملخک ولی آخر سر له میشی ملخک

/ 7 نظر / 15 بازدید
ذهن زیبا

ردی ابروی خود بدبختتو بردی الان می گی احساس خوبی دارم؟؟؟!!!!!!!!! مازوخیست نیستی تو؟!!! البته جنابعالی فکر کنم سادومازوخیستی!!![نیشخند][پلک]

سعیده

هوای بد دانشگاه حراست و کمیته و اینکه باید بگی چشم چشم چشم چیزی که در خورِ شخصیتِ من نیست و به وضوح درک میکنم... چاره ای داشت به منم بگو[ناراحت]

خورشید

حتما خیلی استرس رو تحمل کردین میدونم ببخشید خیلی شرمنده ام ولی نمیدونم چرا یه جاهایی یه ذره خنده م گرفت[خجالت]

من

میترسم اینطوری که داری خود واقعیتو زندگی میکنی کم کم سرسبز بدی ببار[نیشخند] ولی نه ه ه ه می ارزه به زندگی با یه خوده کاذب

maryam

اگه گذاشتی این دم آخری سر سالم ااز این دانشگاه بیرون ببری؟؟؟؟؟والا!!![نگران]

maryam

قضیه همون ملخکه.... یه ربات سیمپیچیش که ایراد پیدا کنه از کنترل خارج میشه....اگه دیر بجنبی این ایراده سر سبز می دهد بر باد،ملخک.....[خنثی][چشمک]

پرسپولیسی

ینی میشه یه روز رو اروم بگذرونی؟ از دست تو... خب واسه چی بیخود عصبانی میشی؟ ارزش داره؟ اما خب یه چیزی که هست اینه که ادمای پشت میز نشین اداره ها واقعا اوضاع بدی دارن... انگار از همه طلبکارن مخصوصا توی دناشگاها... منم با نمونه های بسیاااااااااااااار عوضی سروکار داشتم تازه خوبه دختر نیستی وگرنه یه مشکلم اینجوری اضافه میشد... ای بابا خدا بهمون صبر بده