028

دو پیشنهاد ازدواج در یک هفته.

نمی دونم چرا دوستان و اقوام تو این اوضاع اقتصادی و بی ثباتی مملکت به فکر ازدواج من افتادن؟

اولی به پیشنهاد یکی از هم دانشگاهیان و دومی به پیشنهاد یکی از اقوام.

دو مورد در ظاهر شرایط یکسان دارن ولی من هیچ شناختی نسبت به شخصیت و درونشون ندارم.

موندم چه جوری بگم نه که اولا بی خیال بشن دوما ناراحت نشن سوما اگر بعدا رفتم سراغ همین موردها نه نشنوم.

خارج از شرایط کار و درس و این جور موارد اصلا از نظر ذهنی آمادگی ازدواج و ندارم.

/ 12 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دکمه

یعنی دلم میخواد جفت پا برم تو صورتت [نیشخند] بازم به شما که می دونی چی میخوای ...

ماه شید هستم تقریباً!

جمله آخرتون واسه رد موارد پیشنهادی،خیــــلی منطقی تر از جمله چهارمتونه![متفکر] اگه نه که جلسات نشست و برخاست واسه همون شناخته.

مریم

ااااایییییییییی بابااااا من نمیدنم دخترا این روزا یه چیزیشون شده یا من یه چیزیمه؟؟هان ؟....آخه من خیییییلی قصد ازدواج دارم....والا!!!

من

به نظر من ازدواج برای تو خیلیییییی زوده رفیق

بهزاد

خود موردها شخصاً پيشنهاد دادن يا باواسطه جلو اومدن..؟؟

من

یه بار پستتو از اول بخون...ببین آیا دلایلت برای ازدواج کافیه

پرسپولیسی

چقدر بزرگ شدی یهو مهدی! باورم نمیشه... اخ جون داداشم داره عروسی می کنه[نیشخند]

ماهک

اوهوم دقیقا باید نظرذهنی آمادگی بوجود بیاد کاش اطرافیان این رو بهتر درک میکردند.[ناراحت]