43

این سری خدا رحم کرد

با ماشین تصادف کردم.

آزادی پیاده شدم اومدم برم اون طرف خیابون سوار مترو بشم برم خوابگاه وسایلم و بزارم،یه نگاه انداختم دیدم ماشینه فاصلش زیاده تا به من برسه،من رد شدم.سرم و انداختم پایین راه افتادم.یهو یه صدا اومد،من پرت شدم یه چیز سیاهم دو متر اون طرف تر افتاد.

پشت سرم احساس داغی کردم با پای چپم.یه زنه اومد بالا سرم دیدم داره سکته می کنه می گه:آقا خوبی؟ حالت خوبه؟ منم هیچیم نشده بود  اینم داشت سکته می کرد. گفتم:توهم نده هیچیم نشده.به خودم اومدم وسایلم و جمع و جور کردم.حالا من دارم می رم خوابگاه یه پتو دو تا کیف لب تاب یه کیف کولی با خودم داشتم.هزار نفر دورم جمع شده بودن.نشستم دیدم اون سیاهی یه دختره بوده من خوردم به ماشین پرت شدم خوردم به اون اون دو متر اون ور تر افتاده.اومدم وایستم راه بیوفتم برم خوابگاه دیدم شیشه ماشینه خورد شده.از یکی پرسیدم سر من خورده به شیشه؟ گفت : آره همون جا نشستم از جام تکون نخوردم.یه خورده به خودم اومدم دیدم خیلی شلوغ شده پا شدم رفتم تو عابر پیاده زنگ زدم صد و ده و بعد اونم ماشینو جا به جا کرد منم رفتم کنار ماشین وایستادم مامور اومد و یه رضایت کتبی دادم و قضیه تموم شد.

اون زن اولیه راننده ماشین بود بدبخت فکر کرده بود من مردم،داشت می مرد.

حالا ببینید چی شده:زنه داشته با یه سمندی پشت فرمون بحث می کرده من و ندیده زده به من.

کلا چنتا دختر بودن داشتن می رفتن تمرین والیبال؛شانس من و می بینید دو هفته پیش دقیقا منتظر چنین موردی بودم خودم و بندازم جلو ماشینش حذف پزشکی کنم جرات پیدا نکردم.حالا تصادف کردم.

برای یکیشون میس کال انداختم اگر بعدا چیزیم شد زنگ بزنم بهشون.دست آخر گفت دیگه شمارتم داریم مزاحمت میشیم گفتم ایرانسل دادم خاموش می کنم.گفت خوشم میاد قیافت مظلومه ولی .... ؛جمله اش کلی لذت بخش بود،برای منی که تمام عمر می خواستم این طوری باشم.

 

پ ن : می خوام برم،بدم از زندگیم یه فیلم بسازن.

یه سریال 90 قسمتی جذاب از توش در می آد.

 

 

 

 

/ 13 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
maryam

خدا معجزه اش و دوبار به آدم نشون نمی ده.....[ابرو]

ذهن زیبا

سلام. حتما صدقه بددهههههه هاااااااا!!!!! عجب کله ای داری! بابا ماشالاه داره! کل شیشه داغون شده!!!!!!!!

ذهن زیبا

سلام.بابا سلام نمی دی حداقل جوابشو بدههههههه!!!!!! من پیر شدم! یاد بگیر!! بابای جناب عالی فکر کنم خوشحال بود که سرت به سنگ اگه نخورد به شیشه خورد ها!! [چشمک][نیشخند]

ذهن زیبا

ادب در وجودمون نهادینه نشده! به خاطر همین هی همش یادمون میره! مشکل خیلی از جوونای دوره زمونه ماست!یکی دوتا نیست که! سلام

ذهن زیبا

راستی ی ی ی ی ....بگو با راننده چی کار کردی؟![نیشخند] اصلا سراغی از اون دختر بیچاره ای که بهش خوردی گرفتی؟!! آدم باید یکم انساندوست باشه!هه هه هه...[زبان][نیشخند]

ذهن زیبا

من این جوری میام شوخی می کنم فقط برای اینه که یکم هول قضیه برات کم بشه ها!! قصد جسارت ندارما! نگو هول نکردی که اصلا باورر نمی کنم!! کاملا از بین خطوط و نوشته هات مشخصه که خیلی هول کردی! ولی خدا رو شکر صدمه بدنی ندیدی مثل این که!

مریمی

سلام خدا واقعا رحم کرده ها خوشحالم که حالتون خوبه[گل]

دوست داشتنی

سرت سلامت[گل]

ذهن زیبا

سلام.هیجان مال یه دیقه شه!!!!! نه بی ادب نیستی یادت میره! تانگو؟!نمی دونم چی هست! بگو![متفکر]

پرسپولیسی

اوه اوه عجب اتفاقی... مهدی خوبی؟ وای فک کن اگه چیزیت می شد... وای خدا رو شکر که سالمی... می دونی چی برام جالبه... البته شاید تا حدی خودمم اینجوری باشم ها: اینکه خیلی ادمی هستی که اطرافت رو با دقت می بینی منظورم رفتار و حرفای ادمای دور و برته اما بیشت سکوت می کنی با اینکه درونت پر از حرفه پر از ری اکشنه... اینجا که می تونی اونا رو بروز بدی ادم اروم و مهربونی هستی اما تو دنیای واقعی که بروزشون نمی دی و سکوت می کنی مثل یه خشم میشه مثل یه ادمی که گاهی ناراحت و عصبانیه... برخلاف چیزی که واقعا هست